
امروز که حوصله م سر رفته بود نگاهی به تقویم انداختم و با عصبانیت گفتم "پس این تابستون با اون ماه های مزخرفش کی تموم میشه" و بعد هم، تقویمو یک کناری انداختم. دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. یهو یه چیزی جلوی چشمم عین نوار فیلم عقب جلو شد. تک تک اون لحظه هایی که هم به مرداد هم به تیر، هم خرداد، هم اردیبهشت و ماه های دیگه همین حرف رو زده بودم یادم اومد. من دقیقا هر وقت یک ماه جدید شروع میشد بی صبرانه منتظر میشدم تا زود تموم بشن و یه ماه دیگه شروع بشه! و فکر میکردم که شاید ماه اینده برای من سراغاز تجربه های جدید باشه. درحالی که هیچوقت نمیشد و من برای همین تجربه کردن یک موفقیت یا شادی روزها و لحظه هامو میسوزوندم. یک لحظه احساس ندامت و پشیمانی خاصی وجودمو گرفت. چرا انقدر زمان برای من بی ارزش شده بود؟!چرا اصلا لذت بردن از لحظه هام رو بلد نبودم و نیستم. واقعا چرا؟!
همش فکر گذر زمان هستیم. فقط میگیم الان زود بگذره تموم شه! درحالی که لذت بردن از الانمون رو بلد نیستیم!!!!
روز به روز عمرمون میگذره، داره ثانیه به ثانیه به عمر ما اضافه میشه و اما درست از وقتمون استفاده نمیکنم! چرا؟!
البته هستند کسانی که از زندگیشون و وقتشون لذت میبرند اما متاسفانه من جزو اون دسته ی ادمهای موفق نیستم!
+الان با خودم عهد کردم که از همین الان از لحظه هام درست استفاده کنم اما متاسفانه هنوز توی تختم هستم😑😂واقعا ارادم منو کشته😂از بس فرد با پشتکار و اراده ای هستم خودمم باورم نمیشه😑😑😂
+واقعا دعام کنید از این کسلی بیرون بیام. خیلی حس مزخرفیه😑
+شما جزو کدوم دسته اید؟!